برچسب: ضیافت,
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب: خرداد,
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب: تولد,
نویسنده: یگانه رحمانی
روز بعد دوباره امد، ازم سوال پرسید، حتی سرمو بلند نکردم، چون میدونستم اون نیست، فقط از دور مثل اون بود، مثل کسی که هر وقت بهم میریزم، میرم سمت خاطراتش، سمت خودآزاری...
برچسب: آرمیتا,
نویسنده: یگانه رحمانی
هر شب تکرار تنهایی من، تمدید میشه، تنهایی من قابل وصف نیست، نه کسی رو دارم که قد خاک پای تو دوسش داشته باشم، و نه میتونم فراموشت کنم، شدم یه آدم دل مرده، بلاتکلیف و سردرگم، بعضی وقتا فکر میکنم خیلی زود پیر شدم، خیلی زود ...
برچسب: روز,
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب: پنجشنبه,
نویسنده: یگانه رحمانی
برای ساعتی بیا، کنار بسترم بمانکه جام عمر بشکند، زهق هق نوای تودعای نیمه شب دگر، اثر نمی کند به مندوای درد کهنه ام، لب گره گشای توپر ازخزان نموده ای، تمام هستی دلمبهار می کند مرا، شکوه جان فزای توتو بی دلیل بارها، دل مرا شکسته ایو من هنوز مایلم که جان کنم، فدای تو